أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

440

قانون ( فارسى )

اندام بازمىگيريم و يا ماده را به اندام نزديك و همكارش انتقال مىدهيم و از آنجا بيرون مىفرستيم . مثلا در بيمارىهاى زهدان رگ صافن و در معالجهء ورم‌هاى لوزتين رگ زير زبان را نيشتر مىزنند . اگر بر آن شدى كه ماده را از اندامى به اندام ديگر انتقال دهى ، نخست درد اندامى را كه ماده را از آن انتقال مىدهى آرامش بده و دقت كن كه در موقع انتقال ، ماده بر اندام اصلى نگذرد . شناسائى نيروى اندام سه راه دارد : نخست اينكه آيا اندام مورد نظر اندام اصلى و منشائى است ؟ در اين صورت تا حدامكان نبايد خطا كرد و داروى قوى استعمال نمود ، زيرا ممكن است سراسر بدن زيان ببيند . از اين روى تخليه نبايد از مغز و كبد به يك بار صورت گيرد بلكه بايد تدريجى باشد و كبد و مغز را هرگز نبايد زياد ( با عوامل سردكننده ) سرد گردانيم . وقتى داروهاى گدازنده را بر كبد هموار مىكنيم ( به كار مىبريم ) و ضماد مىنمائيم بايد داروهاى بندآورنده و خوشبوى با آن باشد تا نيرو نگهدارى شود . همچنين اگر نوشابهء تحليل‌برنده‌اى را بسوى كبد گسيل مىداريم بايد با داروهاى بندآورنده و تقويت كنننده فوق الذكر همراه باشد . اندام‌هائى كه اصلى هستند و بايد اين اصول را در آنها مراعات كرد بحسب ترتيب عبارتند از قلب ، مغز و كبد . مراعات كنش اندام مشترك : اگر اندام جزو اندام‌هاى اصلى نباشد مانند معده و شش ، در صورتى كه تب وجود داشته باشد و معده ناتوان باشد بيمار نبايد آب بسيار سرد بنوشد . بدان كه داروهاى سست‌كننده بدون آميزه بطور كلى براى اندام‌هاى اصلى بسيار خطرناك هستند . در نظر گرفتن حساسيت زياد و كند حسى اندام : اندامى كه عصب‌آگين و بسيار حساس است نبايد با داروهاى بدكيفيت و سوزنده و آزاررسان مانند گياهان شيردار ( يتوع ) و همانند آن معالجه شود . داروهائى كه بايد از استعمال آنها دورى جست سه نوعند : گدازنده‌ها - سردكننده‌هاى اجبارى - داروهائى كه كيفيت مخالف دارند ، مانند زنگار ، سفيداب سرب و مس سوزنده و همانند آن‌ها . اين بود تفصيلات كيفيت گزينش داروها بحسب مزاج اندام‌ها . اندازه‌گيرى بيمارى : اگر در تن كسى گرمى غير طبيعى شدت يابد ، بايد آن را با داروى سردتر از بين برد ، اگر سردى عرضى سخت باشد داروى گرم‌كننده‌اى لازم است كه آن را گرمتر كند ، اگر سردى يا گرمى بسيار سخت نباشند داروى كم‌نيروتر كافى است . 3 - وقت و زمان بيمارى : بيمارى را از وقت و زمان سير آن مىشناسيم ، مثلا اگر ورم ( دمل ) در مراحل اوليه